شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شب از مستی به سوی خانه ره گم می‌کنمنقد هستی وقف بر خمخانه و خم می‌کنم
۲
هر شب از سوز درون بر حال بیماری خودگاه می‌گریم چو شمع و گه تبسم می‌کنم
۳
می‌کنم هر لحظه در پیش سگانت جای خویشخودنمایی بین که من در پیش مردم می‌کنم
۴
خواهم اندر پایت افتم، دامنت گیرم به دستچون ترا دیدم، ز شادی دست و پا گم می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth