شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۲۶ - استقبال از سلمان ساوجی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با تو عمری شد که لاف دوستداری می‌زنملاجرم اکنون ز هجرانت به کام دشمنم
۲
غنچه‌وار از دست دل خواهم گریبان چاک زدچند سوزم لب به مهر و شعله در پیراهنم
۳
گفته‌ای: خون ریزمت دست ار به دامانم زنیگر میسر می‌شود این کار، دستی می‌زنم
۴
تیغ آن قصاب را از خون من عار است و منهمچنان خود را میان کشتگان می‌افکنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth