خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان شد آواره و دل بهر تو افگار همانسر در این کار شد و با تو سر و کار همان
۲
هر کسی در پی کار و غم یاری و مرادل همان، درد همان، عهد همان، یار همان
۳
بلبلان چمن آسوده به همرازی گلدر قفس ناله مرغان گرفتار همان
۴
قصه ما و تو افسانه هر کوی شدهعشق را با دل سودا زده بازار همان
صفحهٔ ۱ از ۲