خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در درون خسته نشان خدنگ توجانم جراحت از مژه تیز چنگ تو
۲
گر لطف مینمایی وگر تیغ میزنیگردن نهادهام چو اسیران به جنگ تو
۳
ما خود فتادهایم، ز ما برمدار دلای خاکسار گشته سر ما به سنگ تو
۴
ای تازه گل که رشک بهارست عارضتخالی مباد این چمن از آب و رنگ تو
صفحهٔ ۱ از ۲