شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر شاهی

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که با طرّه پرچین و شکست آمده‌ایچشم بد دور، که آشفته و مست آمده‌ای
۲
همچو گل رخت نیفکنده مکن عزم سفربنشین، چون بر ارباب نشست آمده‌ای
۳
کرده‌ای نسبت بالاش به طوبی، هیهاتبرو ای خواجه، که با همت پست آمده‌ای
۴
دامن چون تو نگاری ز کف آسان ندهمکه به خونابه بسیار به دست آمده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth