خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بی خبر از سوز دل و داغ نهانیما قصه خود با تو بگفتیم، تو دانی
۲
دل مینگرد سوی تو، جان میرود از دستداریم از اینروی بسی دل نگرانی
۳
ای شمع، که ما را به سخن شیفته کردیپروانه خود را مکش از چرب زبانی
۴
ما حال دل از گریه بجایی نرساندیمای ناله، تو شاید که بجایی برسانی
صفحهٔ ۱ از ۲