خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا سنبل سیراب تو بر لاله گره شدخورشید تو گفتی که مگر زیر زره شد
۲
مسکین دل زارم هدف تیر بلا گشتآندم که کمان خم ابروت بزه شد
۳
احرام طواف سر کوی تو گرفتیمچون ابروی تو قبله جان که و مه شد
۴
چشمت ز کمان خم ابروی تو تیریبگشاد ز سر گوشه بر آورده زه شد
صفحهٔ ۱ از ۳