شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاریکه بهجران توأم میگذردفلک آنروز مبادا که ز عمرم شمرد
۲
هر چه بر خاطر من بگذرد از شرح نیازمردم چشم من از اشک بنم میسترد
۳
من همانروز که دیدم رخ زیبای تراگفتم اینست که دل از غم او جان نبرد
۴
بکرشمه نظری می بکند چشم خوشتهمچو آهوی رمیده که ز پس مینگرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth