شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ز عشق تو گر شادیی به جان نرسدتو شاد باش که جز غم به عاشقان نرسد
۲
روا مدار که بیمار لعل چون شکرتز پا در آید و دستش بناردان نرسد
۳
بیان طره تو کردمی و لیک دلمز بس بشول که دارد بکنه آن نرسد
۴
مه ارچه ابلق گردون بزیر ران داردبگرد آنرخ جانبخش دلستان نرسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth