خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرداز ساده دلی روی ز جنت بسقر کرد
۲
و آنکو بکمان گوشه ابروی تو دل دادبر رهگذر تیر بلا سینه سپر کرد
۳
گفتم که ز دست غم تو جان نبرد دلآنروز که چشمم بجمال تو نظر کرد
۴
هر فتنه که چشم خوشت افکند در آفاقشد روشنم از روی تو کان دور قمر کرد
صفحهٔ ۱ از ۲