خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب گلست عارض زیبات یاسمنیا بر فراز سرو شکفته است یاسمن
۲
چشم تو آهوئیست که هنگام ترکتازباشد بسوی کشور جانهاش تاختن
۳
میگفت با صبا ز رخت گل حکایتیباد صباش خرده زر کرد در دهن
۴
از چین زلف تو بختن نافه ئی رسیداز شرم شد سیه رخ آن نافه ختن
صفحهٔ ۱ از ۲