شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب حیات میچکد از لب جانفزای توراحت روح میدهد خنده دلگشای تو
۲
خوش بود از لبت سخن هم به جفا و هم ثناهمچو ثنا خوش آیدم از لب تو جفای تو
۳
مهر رخت به تیغ اگر گرد بر آرد از دلمذره خاک من کند میل سوی هوای تو
۴
گر به هلاک جان بود میل تو من رضا دهمهیچ ارادتی مرا نیست بجز رضای تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth