شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزلِ شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب رابرقع فروهلد به جمال آفتاب را
۲
گویی دو چشمِ جادویِ عابدفریبِ اوبر چشمِ من به سِحر ببستند خواب را
۳
اوّل‌نظر ز دست برفتم عنانِ عقلوآن را که عقل رفت چه داند صواب را
۴
گفتم مگر به وصل رهایی بوَد ز عشقبی‌حاصل است خوردنِ مستسقی آب را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth