شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بِتا هلاک شود دوست در محبت دوستکه زندگانی او در هلاک بودن اوست
۲
مرا جفا و وفای تو پیش یکسان استکه هر چه دوست پسندد به جای دوست نکوست
۳
مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زاده‌ستدو روح در بدنی چون دو مغز در یک پوست
۴
هر آنچه بر سر آزادگان رود زیباستعلی‌الخصوص که از دست یار زیباخوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth