شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوستموقف آزادگان بر سر میدان اوست
۲
ره به در از کوی دوست نیست که بیرون برندسلسله پای جمع زلف پریشان اوست
۳
چند نصیحت کنند بی‌خبرانم به صبردرد مرا ای حکیم صبر نه درمان اوست
۴
گر کند انعام او در من مسکین نگاهور نکند حاکمست بنده به فرمان اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth