شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوستاینک علی الصباح نظر بر جمال دوست
۲
مردم هلال عید ندیدند و پیش ماعیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست
۳
ما را دگر به سرو بلند التفات نیستاز دوستی قامت بااعتدال دوست
۴
زان بیخودم که عاشق صادق نباشدشپروای نفس خویشتن از اشتغال دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth