شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پیکِ پی‌خجسته که داری نشانِ دوستبا ما مگو به جز سخنِ دل‌نشانِ دوست
۲
حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بُوَدیا از دهانِ آن‌ که شنید از دهانِ دوست
۳
ای یارِ آشنا عَلَمِ کاروان کجاست؟تا سر نهیم بر قدمِ ساربانِ دوست
۴
گر زر فدای دوست کنند اهلِ روزگارما سر فدای پای رسالت‌رسانِ دوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth