شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دست‌ها کمر نکنی بر میان دوستبوسی به کام دل ندهی بر دهان دوست
۲
دانی حیات کشته شمشیر عشق چیست؟سیبی گَزیدن از رخِ چون بوستان دوست
۳
بر ماجرای خسرو و شیرین قلم کشیدشوری که در میان من است و میان دوست
۴
خصمی که تیر کافرش اندر غزا نَکُشتخونش بریخت ابروی همچون کمان دوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth