شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب حیات من است خاک سر کوی دوستگر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست
۲
ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یارفتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست
۳
داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگارمرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست
۴
دوست به هندوی خود گر بپذیرد مراگوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth