خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی رفیق که با چون تو سروبالایی استکه از خدای بر او نعمتی و آلایی است
۲
هر آن که با تو دمی یافته است در همه عمرنیافته است اگرش بعد از آن تمنایی است
۳
هر آن که رای تو معلوم کرد و دیگر باربرای خود نفسی میزند نه بسرایی است
۴
نه عاشق است که هر ساعتش نظر به کسینه عارف است که هر روز خاطرش جایی است
صفحهٔ ۱ از ۳