شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردی‌ست دردِ عشق که هیچش طبیب نیستگر دردمندِ عشق بنالد غریب نیست
۲
دانند عاقلان که مجانینِ عشق راپروایِ قولِ ناصح و پندِ ادیب نیست
۳
هر کو شرابِ عشق نخورده‌ست و دُردِ دَردآن‌ست کز حیاتِ جهانش نصیب نیست
۴
در مُشک و عود و عنبر و امثالِ طیباتخوش‌تر ز بویِ دوست دگر هیچ طیب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth