شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با فراقت چند سازم؟ برگ تنهاییم نیستدستگاه صبر و پایاب شکیباییم نیست
۲
ترسم از تنهایی، احوالم به رسوایی کشدترس تنهایی‌ست ور نه بیم رسواییم نیست
۳
مرد گستاخی نیَم تا جان در آغوشت کشمبوسه بر پایت دهم چون دست بالاییم نیست
۴
بر گلت آشفته‌ام بگذار تا در باغ وصلزاغ‌بانگی می‌کنم؛ چون بلبل‌آواییم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth