خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در من این هست که صبرم ز نکورویان نیستاز گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست
۲
دلِ گمکرده در این شهر نه من میجویمهیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست
۳
آن پریزادهٔ مهپاره که دلبند منستکس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست
۴
ساربانا! خبر از دوست بیاور که مراخبر از دشمن و اندیشهٔ بدگویان نیست
صفحهٔ ۱ از ۲