خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق در دل ماند و یار از دست رفتدوستان دستی، که کار از دست رفت
۲
ای عجب گر من رسم در کام دلکی رسم چون روزگار از دست رفت؟
۳
بخت و رای و زور و زر بودم دریغکاندر این غم هر چهار از دست رفت
۴
عشق و سودا و هوس در سر بماندصبر و آرام و قرار از دست رفت
صفحهٔ ۱ از ۲