شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که رحمت می‌نیاید بر منتآفرین بر جان و رحمت بر تنت
۲
قامتت گویم که دلبند است و خوبیا سخن یا آمدن یا رفتنت
۳
شرمش از روی تو باید آفتابکاندر آید بامداد از روزنت
۴
حسن اندامت نمی‌گویم به شرحخود حکایت می‌کند پیراهنت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth