شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان و تنم ای دوست! فدای تن و جانتمویی نفروشم به همه ملکِ جهانت
۲
شیرین‌تر از این لب نشنیدم که سخن گفتتو خود شکری یا عسل‌ست آب دهانت؟
۳
یک روز عنایت کن و تیری به من اندازباشد که تفرج بکنم دست و کمانت
۴
گر راه بگردانی و گر روی بپوشیمن می‌نگرم گوشهٔ چشم نگرانت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth