خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نیست راه برون آمدن ز میدانتضرورتست چو گوی احتمال چوگانت
۲
به راستی که نخواهم بریدن از تو امیدبه دوستی که نخواهم شکست پیمانت
۳
گرم هلاک پسندی ورم بقا بخشیبه هر چه حکم کنی نافذست فرمانت
۴
اگر تو عید همایون به عهد بازآییبخیلم ار نکنم خویشتن به قربانت
صفحهٔ ۱ از ۳