شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان من! جان من فدای تو بادهیچت از دوستان نیاید یاد
۲
می‌روی و التفات می‌نکنیسرو هرگز چنین نرفت آزاد
۳
آفرین خدای بر پدریکه تو پرورد و مادری که تو زاد
۴
بخت نیکت به منتها‌ی امیدبرساناد و چشم بد مرساد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth