شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طرفه می‌دارند یاران صبر من بر داغ و دردداغ و دردی کز تو باشد خوشترست از باغ ورد
۲
دوستانت را که داغ مهربانی دل بسوختگر به دوزخ بگذرانی آتشی بینند سرد
۳
حاکمی گر عدل خواهی کرد با ما یا ستمبنده‌ایم ار صلح خواهی جست با ما یا نبرد
۴
عقل را با عشق خوبان طاقت سرپنجه نیستبا قضای آسمانی برنتابد جهد مرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth