خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم زدرد تو خون شدترا چه غم داردنه عشق تو چو منی در زمانه کم دارد
۲
مرا بعشوه ازین بیش در جوال مکنکه دل چو وعده تو پای در عدم دارد
۳
ز روی خوب تو دانی که بر تواند خورد؟کسی خورد که بخروارها درم دارد
۴
میان اینهمه محنت نگوئیم چونیکسیکه چو نتوکسی دارد او چه غم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲