شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برداشتیم دل ز امیدی که داشتیمبر برنداشتیم ز تخمی که کاشتیم
۲
آنخود چه روز بود که در وصل میگذشتوان خود چه عیش بود که ما میگذاشتیم
۳
آن روزگار رفت که در دولت وصالسر زافتاب و ماه همی برفراشتیم
۴
و اکنون که هست میل تو از ما بدیگریباطل شد آن حساب و بیخ برنگاشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth