خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کردزیرا که نه روییست کز او صبر توان کرد
۲
امروز یقین شد که تو محبوب خداییکز عالم جان این همه دل با تو روان کرد
۳
مشتاق تو را کی بود آرام و صبوری؟هرگز نشنیدم که کسی صبر ز جان کرد
۴
تا کوه گرفتم ز فراقت مژهام آبچندان بچکانید که بر سنگ نشان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳