خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر عشق رفیق راه من گرددخار ره من گل و سمن گردد
۲
هر گوشه ز ریگزار گل رویدهر شاخه ز خار من چمن گردد
۳
هر سنگ سیاه کش بپا سایمسیراب تر از در عدن گردد
۴
گنجینه روح را شود گوهرسنگی که عقیق این یمن گردد
صفحهٔ ۱ از ۴