خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان و هر چه در او هست پیش مردمِ رادبوَد بساط سلیمان که هست در کف باد
۲
جم و قباد تویی باش خاکِ اهلِ نظرکه خاک اهل نظر افسر جم است و قباد
۳
شدست دانش و دادای ملک تو آب و گلیکه مرد کسری و بر جای ماند دانش و داد
۴
به کوی عشق شد آباد هر که گشت خرابکه کائنات خراب است و کوی عشق آباد
صفحهٔ ۱ از ۴