خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دلم دوش دری از حرم راز گشودبسته بود این در اقبال بمن باز گشود
۲
بود بر رشته پیوند دلم با غم دوستعقده جهل بسی ناخن اعجاز گشود
۳
مرغ نارسته پر روح مرا مستی عشقداد پرواز که گفتی که پر ناز گشود
۴
اینگل از باغ که بشکفت که چون بلبل باغاز گلوی من سودازده آواز گشود
صفحهٔ ۱ از ۳