شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر به بام دل من زدند نوبت عشقدل فسرده من تازه شد به دولت عشق
۲
اگر نبود دلم در مقام لوح و قلمنبود در خور تفسیر عشق آیت عشق
۳
نداشت طاقت این بار آسمان و زمینظلوم ماست که شد عامل امانت عشق
۴
مدار سلسله کن فکان نبود که بودمرا بگردن دل رشته محبت عشق
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth