خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدل نه تاب که تا درد عشق چاره کنمبتن نه جامه که از دست درد پاره کنم
۲
ز استخوان گذرد ناوک محبت دوستمگر دلی که مرا هست سنگ خاره کنم
۳
شماره غم دل چون کنم ز عشق مگرستاره فلک واژگون شماره کنم
۴
فلک ز دامن من کسب آفتاب کندمن ار زدیده بدامان خود ستاره کنم
صفحهٔ ۱ از ۴