خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب از اول شب مست و خرابست دلماین چه حالست نه بیدار و نه خوابست دلم
۲
آتشی سر زد از آن گونه و افتاد بر آبدر دل ساغر و در سینه کبابست دلم
۳
چون سمندر بود و ماهی هر آتش و آبزنده آتش و جنبنده آبست دلم
۴
بخیال رخ نیکوی تو گر بیتو بوددر بهشتست ولیکن بعذابست دلم
صفحهٔ ۱ از ۴