خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب بکه مانم من اسرار همی گویمدرد دل سودائی با یار همی گویم
۲
میسوزم ازین سودا بر خویش نمی بندماین درد که من دارم ناچار همی گویم
۳
خار غم عشقت را گویم بگل سوریور گل نکند باور با خار همی گویم
۴
من دشمن گفتارم از غیر تو بیزارمچون با تو فتد کارم بسیار همی گویم
صفحهٔ ۱ از ۵