شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب سر آن دارم کز خانه برون تازماین خانه هستی را از بیخ براندازم
۲
تن خانه گور آمد جان جیفه گورستانزین جیفه بپرهیزم این خانه بپردازم
۳
دیوانه ام و داند دیوانه بخود خوانداو سلسله جنباند من عربده آغازم
۴
با روح قدس همراه بودیم و بماند از منمن بال نیفکندم بی روح قدس تازم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth