شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کفر آئین منست ار عشق را تمکین کنمکافر عشقم اگر من پشت بر آئین کنم
۲
سیر باطن را گذارم بر فراز عرش پایخاک خذلان بر سر معراج ظاهر بین کنم
۳
در هوای دوست می پرند با هم کبک و بازکبک را فرخنده خوانم باز را تحسین کنم
۴
پر دهم گر صعوه را از عشق عنقای قدمقاف را تا قاف پر سیمرغ و پر شاهین کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth