شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بکوی دوست نه جانیست راهبر نه تنیکجاست رسته ز خویشی برون ز ما و منی
۲
یکی وطن بحقیقت کند یکی بمجازمنم که نیست مرا غیر نیستی وطنی
۳
درون سینه بتی داری از هوی بشکنبدستیاری لطف خلیل بت شکنی
۴
دلی که خاتم انگشت جم فسانه اوستستوده نیست سپردن بدست اهرمنی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth