شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امروز در فراق تو دیگر به شام شدای دیده! پاس دار که خفتن حرام شد
۲
بیش احتمال سنگ جفا خوردنم نماندکز رقت اندرون ضعیفم چو جام شد
۳
افسوس خلق می‌شنوم در قفای خویشکاین پخته بین که در سر سودای خام شد
۴
تنها نه من به دانهٔ خالت مقیدماین دانه هر که دید گرفتار دام شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth