خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشدیا مگس را پر ببندد یا عسل را سر بپوشد
۲
همچنان عاشق نباشد ور بود صادق نباشدهر که درمان میپذیرد یا نصیحت مینیوشد
۳
گر مطیع خدمتت را کفر فرمایی بگویدور حریف مجلست را زهر فرمایی بنوشد
۴
شمع پیشت روشنایی نزد آتش مینمایدگل به دستت خوبرویی پیش یوسف میفروشد
صفحهٔ ۱ از ۲