شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مجلس ما دگر امروز به بُستان ماندعیش خلوت به تماشای گلستان ماند
۲
مِی حلال‌ست کسی را که بوَد خانه بهشتخاصه از دست حریفی که به رضوان ماند
۳
خط سبز و لب لعلت به چه ماننده کنی؟من بگویم به لب چشمهٔ حیوان ماند
۴
تا سر زلف پریشان تو محبوبِ من‌ستروزگارم به سر زلف پریشان ماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth