خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر ای سنگدلِ سیمزنخدان، تا چندتو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند
۲
خار در پای گل از دور به حسرت دیدنتشنه بازآمدن از چشمه حیوان تا چند
۳
گوش در گفتن شیرین تو واله تا کیچشم در منظر مطبوع تو حیران تا چند
۴
بیم آنست دمادم که برآرم فریادصبر پیدا و جگر خوردنِ پنهان تا چند
صفحهٔ ۱ از ۲