شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آفتاب از کوه سر بر می‌زندماهروی انگشت بر در می‌زند
۲
آن کمان‌ابرو که تیر غمزه‌اشهر زمانی صید دیگر می‌زند
۳
دست و ساعد می‌کُشد درویش راتا نپنداری که خنجر می‌زند
۴
یاسمین‌بویی که سرو قامتشطعنه بر بالای عرعر می‌زند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth