خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به بوی آن که شبی در حرم بیاسایندهزار بادیه سهلست اگر بپیمایند
۲
طریق عشق جفا بردن است و جانبازیدگر چه چاره که با زورمند برنایند
۳
اگر به بام برآید ستارهپیشانیچو ماه عید به انگشتهاش بنمایند
۴
در گریز نبستهست لیکن از نظرشکجا روند اسیران که بند بر پایند
صفحهٔ ۱ از ۳