شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اخترانی که به شب در نظر ما آیندپیش خورشید محال است که پیدا آیند
۲
همچنین پیش وجودت همه خوبان عدمندگرچه در چشم خلایق همه زیبا آیند
۳
مردم از قاتل عمدا بگریزند به جانپاکبازان بر شمشیر تو عمدا آیند
۴
تا ملامت نکنی طایفه رندان راکه جمال تو ببینند و به غوغا آیند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth