خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که مجموع نباشد به تماشا نرودیار با یار سفرکرده به تنها نرود
۲
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریشصبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
۳
بر دلآویختگان، عرصهٔ عالم تنگستکآن که جایی به گل افتاد دگر جا نرود
۴
هرگز اندیشهٔ یار از دل دیوانهٔ عشقبه تماشای گل و سبزه و صحرا نرود
صفحهٔ ۱ از ۴